




به دل همیشه دریات از کسی که تو کویره ...
پسرک باز شاخه گلی برداشت و دویید هنوز صدای پیرمرد باغبون
رو میشنید که میگفت میکشمت آخر ...پســـــــــــــر!!!
کار هر روزش بود ...بزرگ شد امشب شب آخر بود و امده گل آخر
رو ببره..وقتی چید خندید..یاد پیرمرد و عشق کودکیش
که گل رز دوست داشت افتاد یاد همون دختر همسایه
امشب امد گل اخر رو بای عروسی عشقش با یارش ببره
ولی اون گل نفرین پیرمرد باغبون رو بهش هدیه داد
وقتی چید به یاد بچگی دویید یهو صدای باغبون مهربون
خورد به گوشش پسرم مراقب باش..
سبک شد ..سبک بال در رفت پیر مرد خندید و گفت دیدی
گفتم میکشمت ...عاشقا تنها میرن
پسر برگشت تا ببینش... جسمش و دید و رفت بالا بالا...




پاهاش رو که تکون داد انگار روی ابرا بود ..خندید خدا خندید
دنیا خندید و یه صدای آخ ...خندید بازم
فرشته گفت نیوفتی اون پاینن..
خندید و گلاش رو محکم بغل کرد
خدا فوت کرد لطافت گل رفت به پوستش
فشته خندید شوق خندش رفت تو روحش
پاشو تکون داد اشک ابر زیر پاش رفت تو چشش
باز تکون داد پاشو و یکی گفت داره لگد میزنه شیطون
فرشته و دید بغض کرده بود دست دراز کرد گونه فرشته و بگیره
گلش افتاد اونم افتاد از لبه دیوار زندگی خدا
فرشته گرفتش ولی فقط لباسش موند توی دست فرشته
و بی لباس افتاد...
فرشته میترسم اینجا تاریکه ..صدا گفت بند چشمت و
باز کد فرشته بود و یگفت چقدر شیطون لگد زدی بهم...
اسم فرشته و گذاشت روش....
امد به دنیا و لطافت گل صورتش و
اشک باون و روح فرشته رو آورد





این روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلک
قلبا مثل دریامون پر از خراش و ترکه
...
سگ شاید عاشق تر از ماست با وفاش




خب قرار بود بنویسم که برای سلگد اما نمیتونم رز عزیز از همینجا بهت تسلیت میگم که با من آشنا شدی..هههههه دلت هم بخواد مگر نه ...این روزا ملاقه میخوامو یه عالمه تبریک
بخشم بابت تموم اذیتام
مراقب خودت باش
یکی مثل خودت